این سرا از برای یار است, جان است, جانان است غیر از او چیزی نمیبینم پس بیهوده سخن مگو
دوشنبه، فروردین ۰۲، ۱۳۹۵
دیگه آدم تو دنیا چی میخاد آخه وقتی عشقق با تب و لرز رفته تا شب سر کار بعد با اون حالش وسط خابش بیدار میشه میگه دلم واست تنگ شده بود میخاستم صداتو بشنوم اونوقت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر