یکشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۷

خود job کم بینی

انقدر بدم میاد از آدمایی که میخوان شغلشونو مهم جلوه بدن
یارو شوفر تاکسیه میگه من دارم به این جامعه خدمت میکنم. تو گوه خوردی که گفتی میبینم واسه 25 تومن خدمت چیجوری خودتو پاره میکنی
یا مثلا بعضی استادای درسهای عمومی دقت کنین!!! یعنی تو اگه این درسو یاد نگیری مدرکتو بهت نمیدن.
یه خشکشویی داریم تو محلمون یه دفعه یه دکمه ی شلوار لیم کنده شد خرجشم فقط یه ضربه ی چکشه گفت برو پسفردا بیا!!! بابا جمع کنین خودتونو

جمعه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۷

ایران وطنم

در دلم باز نشستی تو که پیمانه شکستی
زخزان بی خبرستی تو که آیینه شکستی

همه شب ناله ی چنگی تو کمانی و خدنگی
شب ما را تو پناهی تو امید دل مایی

با منی ای دل شیدا با منی ای دل رسوا
سینه ام آتش فردا بسته ی زلف چلیپا

بی تو آتشکده ی ما
سرد و خاموش چو دریا

همره من تو بمان بستر عشق جهان
عطر یاس و سمنی گلرخ عشق منی

ای وطن خاک شهان جام جم در تو نهان
تو بمان سرو بلند آذر آباد سهند

نروی از نظرم نام ایران زسرم
خاک تو پیرهنم تویی ایران وطنم



شعر: استاد محمدرضا لطفی

جمعه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۸۷

من عاشق دیوانه ام دیوانه ام دیوانه ام


استاد لطفی در حال تماشای مصاحبه ی تلویزیونی به همراه گروههای سه گانه شیدا

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۷