ولشت
این سرا از برای یار است, جان است, جانان است غیر از او چیزی نمیبینم پس بیهوده سخن مگو
چهارشنبه، مرداد ۰۹، ۱۳۸۷
خریت
من:می دونی از کیا حالم به هم میخوره؟
خودم:از اونایی که میخوان پیوندی بین علم و خرافات ایجاد کنن
دوشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۷
زن
من: چرا همه ی اونایی که ازدواج میکنن به مجردا میگن زن نگیرید؟
خودم: خب حتما یه چیزی هست دیگه همون مثل مستراح و قلعه و آسانسورو این چیزاست دیگه ولی من هر چی فکر میکنم میبینم درست میگن جز در دسر چیز دیگه ای نداره به پریز برق بیشتر فکر کنین!!!
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)