سه‌شنبه، آبان ۲۳، ۱۳۸۵

بنگاه شوهر یابی

این چیزی که دارم میگم خود واقعیتِ باور کنید با یکی از بلاگرا داشتم صحبت میکردمُ میگفتم حال میکنی آپ دیت کردن منُ از این حرفا بعد برگشت گفت آره بلاگرا زیاد شدن منم گفتم آره دست زیاد شده و بعد از کلی بحث به یکی از پارامترایی که چرا زیاد شده رسیدم که فکر میکنید چیه؟ البته در بین جمعیت دخترا
در صحنه بودن؟ابراز وجود کردن؟ رشد فکری؟ نخییییییییر
شوووووووووووووَر بله شوهر درست دیدید بعضی ها برای پیدا کردن شوهر توپ و خارجی شروع به نوشتن وبلاگ کردن این رفیق ما گفت بعد از اینکه چندتا از بلاگرای خانوم تبدیل به اتحاد مزدوج شدن و پریدن و رفتن به بلاد کفر این جنب و جوش در بقیه ی متقاضیان هم شروع شد و تورها رو پهن کردن البته اصلا اشکالی نداره چون همینا باعث میشه که ایرانُ در خاورمیانه در صدر جدول کاربران اینترنتی قرار بده!!!!!!!!!!
ما هم رو همین حساب گفتیم بیایم یه خدمتی انجام بدیم و برای راحت تر شدن کار متقاضیان عزیز یه بنگاه شوهر یابی راه بندازیم رو همین حساب کسانی که تمایل به پیدا کردن شوهر دارن مشخصات خودشونو به طور کامل برای ما بفرستن و همین طور شوهر ایده آلشونو تا یه شوهر توپ براشون پیدا کنیم


جا دارد از تمام بانوهای ایرانی که در رشد و ارتقاء سطح فکری و فرهنگی جامعه قلم فرسوده اند کمال تشکر را داشته باشم

درد سوژه

ای بابا مردم از بی سوژه گی البته یه چندتایی هست ولی کار داره ولی یه چیز جالب که دیدم اینه که افتخاری دوباره آلبوم جدید داده به قول یکی از دوستا افتخاری فقط جمعه ها آلبوم نمیده اونم بخاطر اینکه وزارت ارشاد بستست!!!!!

چهارشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۵

کنسرت فرمان فتحعلیان

.
.
دیشب کنسرت با 30 -40 دقیقه تاخیر شروع شد بعد از اینکه با تلاش و زحمت زیاد 4-5 تا کوچه اونورتر یه جا پارک پیدا کردیم و به خیابون اصلی که بسته بودنش رسیدیم بدو بدو رفتیم که بریم تو ولی یهو با یه مار غاشیه روبرو شدیم که حدود 6/4 طول خیابون بود ملت وایساده بودن تو صف خدا رو شکر این فرهنگ تو صف وایسادن برای مردم ما نهادینه شده و عکس العمل خاصی نشون نمیدن بله ما یه نیم ساعتی طول کشید تا بلیط مونو چک کنن البته اینجا جا داره تشکر و قدردانی کنم از انتظامات کنسرت که چقدر زحمت کشیدن آقا نظم کنسرت نه تنها در حد صفر نبود بلکه زیر صفر بود افتضاح و تا یادم نرفته جا داره از ساندویچ فروش محترم هم قدردانی کنم که ساندویچاشُ به چه راحتی در پاچه مردم عزیز کشورمون میکرد من انقدر گشنم بود که همین که وارد شدیم رفتم خریدم ولی چون معده من با موسیقی رابطه عکس داره بعد از کنسرت خوردمش و فهمیدم که چه کلاهی سرم رفت! بگزریم بدو بدو رفتیم چون یهو صدای بلندگو اومد بله فرمان جان شروع کرد گفتیم خب دیگه اومدیم تو زود میریم میشینیم ولی خیر چون یک صف دیگر پیش رو داریم مرحله ی دوم چک کردن بلیطا یه 4-5 دقیقه هم اونجا معطل شدیم خلاصه تا بریم بشینیم سر جامون آهنگ قشنگ اولُ از دست دادیم ولی فکر نکنین که دیگه همچی تموم شدا خیر تا نیم ساعت بعد از شروع برنامه ملت سر جاشون دعوا میکردن آخه سر جای همدیگه نشسته بودن من نتونستم درک کنم اینا مگه بلیط ندارن؟ مگه بلیطا روُش شماره نداره؟ البته سر جای ما هم نشسته بودن ولی چون شماره های بعدی ما بودن مشکلی پیش نیومد البته وقتی بجای یه سالن خوب، کاخ سعد آباد به همراه از این صندلیهایی تا شو هست تو عروسیا میزارن باشه انتظار دیگه ای نمیشه داشت اما از صدا بردار قشتگ بگم که بجز سوتی های زیبایی که در طول کنسرت داد یه دفعه صدای فرمان قطع شد نور پردازی هم بد نبود ولی چیز فوق العاده ای هم نبود ولی از همه اینا بگزریم فرمان عالی کار کرد خیلی قشتگ کار کرد هم از لحاظ اجرا هم مدیریت هم ارتباط با تماشاچی ما که خیلی حال کردیم آهنگهای جدیدشم بجز قلندری که شعر و موسیقی با هم جور نبود بقیش قشنگ بود
قسمت اول برنامه با اجرای آهنگهای مردم بیگانه، ناجی،هو حق، شعر زندگی، صاحب دم، صلح ابدی و ساقی به پایان رسید و آنتراک که قرار بود پنج دقیقه باشه و نیم ساعت طول کشید شروع شد شنیده بودم فرمان تو آنتراکا ساندویچ میخوره ولی فکر کنم ایندفه آبگوشت خورده بود آقا جاتون خالی تو آنتراک عقبیا رو اُسکل کرده بودیم یه خانم و آقا بودن که خانم طرفدار رضا صادقی بود و... حالا بماند یه چیز جالب اینکه تو این مدت که مردم بیکار بودن و سوت میکشیدن که فرمان زودتر بیاد آقا اینا دست میگرفتن هر کی که از ساختمون میومد بیرون براش سوت میکشیدن از انتظامات تا سرهنگ و بقیه اولش براشون مهم نبود ولی بعدا تند تند از پله ها از اون گوشه میومدن پایین بلاخره فرمان جان قدم رنجه کردن و تشریف آوردن قسمت دوم هم مقیم، سلطان طرسقت مست و خراب، پاهای نیلوفرین،قلندری، دل بیدار و بابا حیدر بابا حیدر چه میکنه این بابا حیدر من فکر ملت فقط برای رقصیدن با این آهنگ اومدن کنسرت اگه بدونین این دخترا چه میکردن البته این رفتار قبلا پیش بینی شده بود و بروبچ انتظامات خیلی هوشمندانه عمل کردن ولی وقتی که همه پاشدن دیگه بیشتر نظارت میکردن بعد از این که بابا حیدر تموم شد از اون جهت که تخلیه کامل قر انجام نگرفته بود نوای دوباره دوباره بلند شد فرمان گفت بین ناجی و بابا حیدر یکی رو انتخاب کنید که با اکثریت آرا بابا حیدر تصویب شد اما جالب که بعضیا میگفتن بابا ناجی!آخر سر هم پمستر های فرمانُ مال همین کنسرتُ که باید به همه یدونه بدن با قیمت پانصد تومان در پاچه ملت میکردن دوستان عزیز این نصیحتُ از من بپزیرید که هیچ وقت در اینجور جاها جو گیر نشید با یک نفس عمیق به ادامه ی راه بروید در کل کنسرت خوبی بود بجز نظمش و در آخر شعر قشتگ مردم بیگانه از مقدس فانی رو براتون مینویسم
باز این دل سوداییم آغاز فسون کرد
مجنون صفتم روی به وادی جنون کرد
چون شرح دهم دل بمن غم زده چون کرد
رازی که نهان داشتم از پرده برون کرد
با مردم بیگانه
عمریست که گمگشته وادی فراقم
صبر از دل و جان رفته و طاقت شده طاقم
گه سوی حجاز آورد و گاه عراقم
گه جانب مسجد دهد آن شوق سراغم
گاهی سوی بتخانه
چون پیر مغان دید که مستسقی آبم
بنمود پیاپی دو سه پیمانه شرابم
تا حشر خراب از اثر باده نابم
نبود بکسی حال سولات ،جوابم
جز با می و میخانه
چون از اثر باده شدم بی خود و مدهوش
زد مهر سکوتم بلب و گفت که خاموش
گردید سراپای وجودم همه چون گوش
حرف دو جهان از نظرم گشت فراموش
چون بد همه افسانه

دوشنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۵

کنسرت

این روزا بازار کنسرتا داغ داغِ حالا خدا رو شکر که استاد شجریان کنسرت نداره و گرنه دیگه خواب و خوراک زندگی ما از کار میافتاد آخه نمیدونین که برای کنسرت آخری کنسرت استاد ما چی کشیدیم رسما دو هفته زندگمون از حالت عادی خارج شده بود ولی این دفعه خدا رو شکر زیاد سختی نکشیدیم اما حالا بگم که کیا کنسرت دارن
کنسرت بزرگ شهرام ناظری 23 و 24 شهریور مجموعه انقلاب
منتها یه چیزی که میخاستم بگم اینه که چرا هنوز(دی وی دی) کنسرت گروه عارف نیومده چرا دو باره کنسرت میخوان بدن؟ البته نه اینکه نیومده هاااااااااا!!!!!!!! به لطف دوستان عزیز سی دی دزدی این کنسرت به راحتی در دسترس عموم قرار گرفته است! ولی آدم خسته میشه آخه فیلم یکی از دوربینا رو کش رفتن همش هم همه رو میگیره بعد تک تک بعد همه بعد تک تک...
برنامه هم از این قراره که آتش در نیستان ، اندک اندک جمع مستان میرسند ، اجرایی از سفر به دیگر سو ، موسیقی سنتی-کردی ، و گروه موسیقی کابوکی اجرا میشه و اینجاست که خلاء آهنگسازای ما مثل استاد لطفی ، استاد مشکاتیان ، استاد علیزاده ، و بقیه اساتید محترم احساس میشه چرا بعد از این همه مدت باید دوباره این کارها اجرا بشه؟ خب معلومه چون کار تازه وجود نداره چون آدمای خلاق وجود نداره
پس حالا که وجود نداره چرا از همینایی که هستن استفاده نمیکنیم؟اینم جای بحث داره که بعدا در موردش حسابی صحبت میکنیم
کنسرت فرمان فتحعلیان 20و21و22 شهریور در فضای باز کاخ سعد آباد
برگزار شه فرمان قراره یه چندتا آهنگ جدید رو هم بخونه البته خوب کاری کرد که آهنگای جدیدشُ میخواد بخونه چون من خودمم اول پرسیدم که اگه آهنگای جدید میخونه بریم و گرنه فایده ای نداره دوم اینکه اگه بعد از اومدن آلبوم جدید به بازار کنسرت بده نمیتونه توقعات رو خوب برآورده کنه چون همیشه کار استدیو قویتر از کار زنده است تنها کسی که کارش فرق نمیکنه خود استاد شجریانِ اونم چون اکثر کاراش زنده ضبط شده چون به قول خودش آدم برای در و دیوار نمیتونه بخونه باید اون حس دو طرفه ایجاد بشه یعنی اون حسی که تماشاچی به خواننده میده رابطه ی مستقیم داره با کیفیت کار حالا اینطور که بوش میاد استاد هم قراره به همین زودیا تو باغ هنر بم برنامه اجرا کنه فکر کنم وقتی که کاملا درست شه مردم تهران دیگه پشت گوششونو دیدن کنسرت استاد تو تهرانو هم دیدن مگه اینکه یه سالن درست حسابی درست شه اینجا حالا دیگه نوبت تهرانیاست که برن شهرستان این بحث نبود سالن هم که دیگه از اون سوژه های قدیمیه که همه میدونن و مشکل قشر خاصی نیست بلکه مشکل خانواده ی موسیقیه با هر سبک خب دیگه سرتونو درد نیارم منتظر خبرای بعدی باشید

پنجشنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۸۵

ولشت

شاید اونایی که اسم ولشتُ شنیدن با دیدن اسمش فکر کنن که اینجا مربوط به محیط زیست وطبیعت وگردشگری و خانم ابتکار بشه ولی اگه بیان حتما با یه چیز دیگه روبرو میشن راستش نمیخواستم که ولشتُ تعریف کنم ولی گفتم شاید بعضیا ندونن که ولشت چیه و ماهم که در راستای اطلاع رسانی میکوشیم به وظیفه ی خود عمل بکنیم آخه میدونین چرا؟ از وقتی که خیلیا ولشتُ شناختن ولشت اون ولشت قبلی نبود همه جاش شده پلاستیک همه جاش شده آشغال همه جاش شده ناهنجاری دیگه اون ولشت آرومُ بی سروصدا و تمییز با گلهای نی کنارش وجود نداره بخاطر همینم نمیخواستم تعریفش کنم ولی گفتم خُب شاید با گفتن این حرفا حداقل روی یکی تاثیر بزاره آخه من نمیدونم این چه کرمیه که حتما باید آشغال پرت کرد(دور) عین این حمید اونم عدتشه مخصوصا وقتی که میریم کوه من همیشه پلاستیک خوردنیا رو نگه میدارم که آخر سر آشغالارو بریزیم توش اگه دوتایی باشیم زورم بهش میچربه ولی خدا نکنه یکی با ما باشه خودشو گم میکنه وُ... از اینا که بگزریم ولشت دریاچه ایست زیبا و آروم منتها این آدمیزاد هر جا که پاش میرسه جز خرابکاری کاره دیگه ای نمیکنه کاش به این فکر میکردن که شاید دوباره به اونجا برن وازش استفاده کنن کاش...


چهارشنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۸۵

چي چي نوشتي بابا جون ؟؟؟

ااااااااااا... خوب
یه دقه وایسا مممممممم ...
به هیج چی فکر نکن تمرکز تمرکز !
خب من الان میخوایم یه وبلاگ بزنم باید اول شروع کنم به یه چیزایی نوشتنو معرفی این دکونو صاحاب دکونو (*منظور از دکون همون مغازست فکر بد نکنید) پس اول شروع میکنیم به نوشتن مقدمه :
کیبرد در دست میگیرم تا وبلاگ خویشتن را به رشته ی تحریر در آورم و بتوانم در دنیای مجازی سایبرسهم اندکی را داشته باشه و بهره ای برده بودندی نننننننننننننننننه (*نه، نخونین ننه) این خیلی کلیشه ایه آدمو یاد دهه ی شصت میندازه یه مدل دیگه باید بگم تریپ لاتی خوبه؟
مقدمه:برو بچس با صفا با مرام با محبت ریدیف اقا سابولیکم مااااااااااااا میخوایم اینجا یه وبلاگ بزنیم که هم لال از دنیا نریم هم یه چندتا ریفیق پیدا کنیم هم (beep ) هم بقیه هم ها از اینکه به این کلبه ی درویشی اومدین نهایت ((end تشکرات لازمه را میداریم!

نوچ این یکی خیلی خنک (*khonoke ( این جلف بازیا و جعلق(*(jo allagh بازیا چیه در میاری یه کم سنگین باشه
خب اخه دیگه چه مدلی ممممممممممممممم؟
میگما چرا عین آدم نمیگی که چی به چیه؟ حتما باید با یه زبون دیگه بگی؟
آخه میدونی چیه هر کی که به وسیله ی مودم کانکت می شه و میاد اینتو به قول سیاوش نقاب میزنه منم نه که این اولین پستمه جو منو گرفته و جو گیر شدم واسه خاطر همینه که خواستم منم مثل بقیه باشم
خب اخهbeep جون اگه تو هم مثل بقیه بنویسی که نمیشه چرا؟ به دو دلیل 1- هیچ جزابیتی نداری تکراری میشی 2- دست زیاد میشه (شده!) هم کار بقیه رو کساد میکنی هم بقیه کار تو رو کساد میکنن (اهای پسر یه نوشابه واسه اقا وا کن) اخه میدونین خودمونیم شما ها عین مشتری میمونین دیگه اگه مشتری نباشه که باید درشو گل گرفتو رفت (البته امیدوارم که بهتون بر نخوره اخه میدونین چیه دلم میخواد با هم خیلی رک و رو راست حرف بزنیم )
باشه هر چی تو بگی قبول پس میریم سراغ اصل مطلب
هر چی فکر کردم نتونستم موضوعی برای این وبلاگ پیدا کنم( البته همینم که شروع کردم خیلیه میدونی چرا چون الان چند ماهه که تصمیم دارم یه وبلاگ بزنم بلاخره هم موفق شدم) گفتم بزار وبلاگ تخصصی شه بعد دیدم اگه بشه از اون جایی که من خیلی ادم کنجکاوی هستم(فظول) نمیتونم به بقیه چیزا بی تفاوت باشم به خاطر همین گفتم موضوع اختصاصیشو بزارم بدون موضوع یعنی از شیر مرغ کنتاکی تا سیرابیه آدمیزاد هر چی بخوای اینجا پیدا میشه (البته امیدوارم بالاخره ما هم اول کارمونه باید وعده و وعید بدیم دیگه)
در رابطه با خودمم که باید بگم پسری هستم دانشجو عاشق موسیقی سنتی ،شعرو ادبیات،شادی،جک (joke بابا نه jak ) ، کرکرخنده و هر چیز خوبه حالا با هم بیشتر اشنا میشیم زیاد عجله نکنین
فقط مشتریان عزیز همونطور که گفتم وجود ما به حضور شماها بستگی داره چون اولشم هست بچم ذوق داره برا ش کامنت بزارین بزار دلگرم شه اگه حالو حوصلشم ندارین کامنت خالی بزارین اقا کمنت خالی گزاشتن که دیگه کاری نداره!!!!!!
قربونتون فعلا برم ببینم چه چیزه باحالی میتونم گیر بیارم که بزارم اینجا
(با لحجه ی مجریان عصا قورت داده ی تلوزیون بخونین )
خب بینندگان عزیز از اتاق فرمون به من میگن که وقتمون رو به اتمام میباشد تا آوردگاهی دگر درود و دو صد بدرود