ولشت
این سرا از برای یار است, جان است, جانان است غیر از او چیزی نمیبینم پس بیهوده سخن مگو
سهشنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۹
مادر تو ...
به خاطر یه توضیح چند دقیقه ای که اصلا لازم نیست و مرسوم هم نیست باید 1400 کیلومتر راه برم
خواستم بگم یه همچین استادحرومزاده ایی داریم ما
رونوشت به جابر کوتوله
شنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۹
عزیزم
شانه هایت را برای جای پاهام دوست دارم دوست دارم.
بی خود نمیگفت
لطف مکرر میشه حق مسلم
پ ن. غریبه و آشنا هم نداره
چاره چیه
بی همگان به سر شود
بی تو هم حالا یه کاریش میکنیم دیگه
جبر جغرافیایی
به قول بایرام لودر تو اخراجی های 1 اگه بریم صدام دهنمونو اسفالت میکنه اگه برگردیم تقدیر دهنمونو اسفالت میکنه مگه ما جاده خاکی هستیم که همه میخوان دهنمونو اسفالت کنن.
پ ن . حالا شده روزگار من
tehran i miss you
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)