ولشت
این سرا از برای یار است, جان است, جانان است غیر از او چیزی نمیبینم پس بیهوده سخن مگو
چهارشنبه، مرداد ۰۸، ۱۳۹۳
تو که نازنده بالا دلربايي
تو که بي سرمه چشمون سرمه سايي
تو که مشکين دو گيسو در قفايي
به مو گويي که سرگردون چرايي؟؟؟ چرا داره؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر