کاش میتونستم بهش بگم چقدر سختی کشیدم و هنوز هم تموم نشده، کاش میتونستم بهش بگم که قربونت برم تو حتی نمیتونی گرمای ایتجا رو طاقت بیاری چه برسه به اینکه دو سال زندگی کنی، کاش میتونستم بعش بگم که کولر گازی جواب نمیده، کاش میتونستم بهش بگم انقدر گرمه و عرق میکنم که دفترم خیس میشه و انگار یه سطل آب ریختن روم، کاش میتونستم بهش بگم که تو 20 سال گذشته سابقه نداشته همچین گرمایی، شاید اونوقت دیگه نمیگفت چرا موهاتو با صفر زدی ولی خب نمیشه بگم چون بیشتر غصه میخوره اینکه از دستم عصبانی بشه که چرا زشت شدم بهتر از اینه که غصه بخوره، نمیدونم شاید یکی دیگه بجای من بود شرایط براش راحتتر بود و شاید هم سختتر، من که بضاعتم همین بود فقط امیدوارم باز هم بخاطر کم کاری در آینده خودمو سرزنش نکنم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر