چهارشنبه، آبان ۰۱، ۱۳۹۲

^_^

یه چی هم بگم بگرخین, انقدر غد و تخس و مغروره که حتی مادرش گریه شو ندیده, یه شب که داشتم آشپزی میکردم با چاقو یه ذره انگشتمو بریدم, زد زیر گریه 

هیچ نظری موجود نیست: